چگونه خود را ازار دهیم
این عکسا مال همین چندروز اخیر هستن
درسته که پسرم خیلی غرغرو هست اما عوضش خیلی خوشتیپ و خوشگله
حالا ممکنه یک کمی اغراق مادرانه هم قاطیش باشه اما دیگه خوشگل که هست (هرکی جرات داره بگه نیست!!)
دخترکم عاشق این مدل جینگولک هاست (گردنبند و دستبند و انگشتر) بستن موهای چندسانتیش هم کلی مهارت می خواد که فقط از یک عدد مامان بر میاد
(از خود ممنون هم خودتونین!!!)
اینم دخترم با چادر یکی از دوقلوها که واسه ی حرم رفتن مامانشون واسشون خریده بود
+ نوشته شده در جمعه چهاردهم تیر ۱۳۹۲ ساعت 17:11 توسط مامان
|



یک عدد مامان هستم پسرم(سپهر) متولد مهر 80 است و دخترم(ستایش) بهمن 88...پاییز 90 متوجه شدم که دخترک 20 ماهم به سرطان کلیه (تومور ویلمز) مبتلا شده و به مدت 15 ماه شیمی درمانی شد و الان خدارو شکر حالش خوبه و فقط ماهی یکبار چکاپ می شه خاطرات و تجربیات این دوران شیمی درمانی رو توی پستای بهمن 90 تا دی 91 نوشته شده و از اون به بعد روزانه هام رو می نویسم وتوی پستی با عنوان معرفی پزشک هم پزشکایی که دخترم تحت نظر اونها بود رو معرفی کردم که امیدوارم مورد نیاز هیچ کسی نباشه