دختر پسر من
یکدفعه که خیلی باحال بود توی صف نونوایی بودیم و یکی خطاب به ستایش گفت چه پسر بامزه ای و ستایش هم جواب داد من دخترم و اونوقت اونم گفت ولی قیافه ات خیلی پسرونه است
قبلا اصلن این اتفاقا نمی اوفتد شاید چون اون موقع ستایش ابرو هم نداشت همه احتمال می دادن که مریض باشه و چیزی نمی گفتن هر چند همون موقع هم یک اقایی بهم گفت حالا موهاش رو کچل کردین دیگه چرا ابروهاش رو هم با تیغ زدین نکنه فکر کردین با این کار پر پشت می شه
در این جور مواقع من فقط لبخند می زنم نمی شه که واسه تک تک ادمای توی خیابون توضیح بدم که چی شده ...بگذریم
اخر هفته یکدفعه ای تصمیم گرفتیم با یکی از دوستامون بریم شمال و خیلی هم خوش گذشت چندتا عکسی که توی ادامه ی مطلب گذاشتم ماله همین سفر هست
پ.ن: من اصلن بلد نیستم به کسی دلداری بدم و یا وقتی مشکلی براش پیش میاد ارومش کنم
اخر همین سفر برای دوستم و همسرش یک مشکلی پیش اومد که من نمی تونستم هیچ کاری بکنم یعنی بلد نبودم خیلی براش ناراحتم کاش کاری از دستم برمیومد
یک عدد مامان هستم پسرم(سپهر) متولد مهر 80 است و دخترم(ستایش) بهمن 88...پاییز 90 متوجه شدم که دخترک 20 ماهم به سرطان کلیه (تومور ویلمز) مبتلا شده و به مدت 15 ماه شیمی درمانی شد و الان خدارو شکر حالش خوبه و فقط ماهی یکبار چکاپ می شه خاطرات و تجربیات این دوران شیمی درمانی رو توی پستای بهمن 90 تا دی 91 نوشته شده و از اون به بعد روزانه هام رو می نویسم وتوی پستی با عنوان معرفی پزشک هم پزشکایی که دخترم تحت نظر اونها بود رو معرفی کردم که امیدوارم مورد نیاز هیچ کسی نباشه