لحظات اخر
با این که کلی از وسایل رو بسته بندی کردم اما هنوزم کلی خرت و پرت باقی مونده نمی دونم چرا تموم نمی شه از امشب سپهر رو می فرستم خونه ی یکی از دوستام که دوتا دختر دوقلو تقریبا همسن و سال سپهر دارن خودش که هیجان زده است و دوست داره زودتر بره پیش دوستاش مامانم هم امروز می رسه و ستایش رو می سپرم دستش و می فرستمشون خونه ی داییم تا یکمی دور و برم رو جمع و جور کنم و ازهمه مهمتر گازمون وصل بشه بعد میارمشون خونه الان دقیقا حس یک عدد کزت رو دارم
دلم برای اینجا و محلمون تنگ می شه دیگه بعد از ۶ سال زندگی توی این منطقه خیلی به اینجا عادت کرده بودم کلا این منطقه رو خیلی دوست دارم از مدرسه سپهر هم خیلی راضی بودم تصمیم هم ندارم مدرسه اش رو عوض کنم خودش هم دوست داره همین جا بره مدرسه یک کم راهش براش دور می شه اما ارزش داره فقط هم یکسال دیگه مونده الان کلاس پنجم هست برای راهنمایی هم می گردم و همون جا نزدیک خونمون یک جایی رو پیدا می کنم راستی معلم زبانش گفت دیگه نمی تونه بیاد چون خونه ی جدید مسیرش براش دور می شه معلم موسیقیش هم همین رو گفت و حالا باید براش دنبال یک معلم جدید بگردم
از وقتی به ستایش گفتم باید چند روز با ماجون(مامانم) بره خونه ی دایی همه اش بهم می چسبه و می گه بدون من جایی نمی ره شب هم چند بار بیدار می شه تا مطمئن بشه که من هستم حتی موقع دستشویی رفتن هم ازدستش راحت نیستم نمی دونم چرا این جوری می کنه اخه نمی تونم که توی این اوضاع با خودم این ور و اون ور ببرمش
خونه ی جدید هم هنوز گاز و تلفن نداره راه پله هاش هنوز نرده هاش وصل نشده و اسانسورش هنوز وصل نشده پارکینگ و انباری هاش هنوز اماده نیست و تازه در اصلی ساختمون هنوز نصب نشده خلاصه که خیلی کار داره تا به یک محل مناسب زندگی تبدیل بشه اما بازم خیالی نیست یعنی چاره ای نیست مجبوریم بی خیال باشیم دیگه برم به کارام برسم
برای همه تون روزای اخر سال خوبی رو ارزو می کنم
یک عدد مامان هستم پسرم(سپهر) متولد مهر 80 است و دخترم(ستایش) بهمن 88...پاییز 90 متوجه شدم که دخترک 20 ماهم به سرطان کلیه (تومور ویلمز) مبتلا شده و به مدت 15 ماه شیمی درمانی شد و الان خدارو شکر حالش خوبه و فقط ماهی یکبار چکاپ می شه خاطرات و تجربیات این دوران شیمی درمانی رو توی پستای بهمن 90 تا دی 91 نوشته شده و از اون به بعد روزانه هام رو می نویسم وتوی پستی با عنوان معرفی پزشک هم پزشکایی که دخترم تحت نظر اونها بود رو معرفی کردم که امیدوارم مورد نیاز هیچ کسی نباشه