یک عدد مامان

(مامان یک کودک سرطانی سابق)

یک عدد مامان هستم پسرم(سپهر) متولد مهر 80 است و دخترم(ستایش) بهمن 88...پاییز 90 متوجه شدم که دخترک 20 ماهم به سرطان کلیه (تومور ویلمز) مبتلا شده و به مدت 15 ماه شیمی درمانی شد و الان خدارو شکر حالش خوبه و فقط ماهی یکبار چکاپ می شه خاطرات و تجربیات این دوران شیمی درمانی رو توی پستای بهمن 90 تا دی 91 نوشته شده و از اون به بعد روزانه هام رو می نویسم وتوی پستی با عنوان معرفی پزشک هم پزشکایی که دخترم تحت نظر اونها بود رو معرفی کردم که امیدوارم مورد نیاز هیچ کسی نباشه
  • خانه
  • پروفایل مدیر وبلاگ
  • آرشیو وبلاگ
  • عناوین نوشته ها
نوشته‌های پیشین
  • تیر ۱۳۹۴
  • اردیبهشت ۱۳۹۴
  • فروردین ۱۳۹۴
  • اسفند ۱۳۹۳
  • بهمن ۱۳۹۲
  • دی ۱۳۹۲
  • آذر ۱۳۹۲
  • آبان ۱۳۹۲
  • مهر ۱۳۹۲
  • شهریور ۱۳۹۲
  • مرداد ۱۳۹۲
  • تیر ۱۳۹۲
  • خرداد ۱۳۹۲
  • اردیبهشت ۱۳۹۲
  • فروردین ۱۳۹۲
  • اسفند ۱۳۹۱
  • بهمن ۱۳۹۱
  • دی ۱۳۹۱
  • آذر ۱۳۹۱
  • آبان ۱۳۹۱
  • مهر ۱۳۹۱
  • شهریور ۱۳۹۱
  • مرداد ۱۳۹۱
  • بهمن ۱۳۹۰
آرشیو موضوعی
  • تشخیص بیماری 1
  • تشخیص بیماری 2
  • رویارویی با واقعیت
  • قبل از عمل
  • تومور ویلمز
  • 18میلیون!!!!!!
  • پا..را..زیت
  • خواهر یا برادر کودک سرطانی
  • مادرم
  • روزمره
  • خودشیفته
  • عوارض دارو
  • روزهای سخت
  • بازم مهر
  • غمگینانه
  • مادر نمونه
  • معلم استراتژی
  • 11سال
  • شیمی درمانی انجام شد
  • قوم همسر
  • برادرانه
  • یکسال گذشت
  • همین طوری
  • پشیمونم
  • یک عدد درازگوش
  • پاییزوادرنالین
  • حوصله ندارم...
  • ستایشانه
  • مشقای من
  • هفته ی 57 ام
  • شیمی درمانی
  • معرفی پزشک
  • روزای برفی
پیوندها
  • پنج وارونه من
  • ساناز
  • من و روزهایم با سرطان
  • توت فرنگی روی خامه
  • بعد از شب هزار و یکم
  • نانازی بانو و اقا خرسه
  • نیکولا
  • زن مش ماشالله بی درد
BLOGFA.COM